Free Web Hosting by Netfirms
Web Hosting by Netfirms | Free Domain Names by Netfirms

اولين شماره 

يكشنبه دهم شهريور ماه 1381

 

 

 

 

دريافت فونت كامران

 

 

 سلام سالروز ولادت پر سر سعادت سيده ي نساء ، ام ابيها ، حضرت زهرا سلام الله عليها و فرزند برومندش امام خميني نورالله سره القدوسي را به همه شيفتگان خاندان عصمت و خادمان اهل بيت رحمت ، تبريك مي گوي اما بعد دير زماني بود كه صديق ارجمندم جناب آقاي احسان خان،از بنده به جهت همكاري در هفته نامه ي وزين در پيت دعوت بعمل مي آورد ،ليكن اين حقير را با وجود ارادت تامي كه به ايشان بود ، به علت كثرت مشاغل و دعوتهاي فراوان از جانب ساير دوستان و جريده هاي گوناگون ، ياراي اجابت اين مسئالت نبود. و هميشه از اين بابت در خجالت بودم.و ايشان نيز به همين جهت موفق به راه اندازي هفته نامه ي وزين درپيت نمي شد تا اينكه دوشينه شب در رويايي در پيتي ، از جانب پيري خردمند ، مامور به همكاري با ايشان گشتم . و پس ار بيداري ارتجالا ، اين ابيات بر دهانم جاري گشت و طوطي صفت در همان بستر كه خفته بودم ، مرواريدهاي حكمت از درياي دلم بيرون جستن نمود: احسان ، جون من در پيت و وا كن چرا نا اميدي ؟ سرتو بالا كن هي نق مي زني كشتيم شكسته ديگه راه نميره به گل نشسته اگه همت كني درش مياريم همه موانع و برش مي داريم مدد از حق بخواه كه يارمون شه ياريمون كنه غمخوارمون شه احسان ، جون من اخماتو وا كن زود باش بابا جون ، در پيتو وا كن تقارن اين رويا با ولادت سيده ي نساء خود بشارتي بود بر ابتر نبودن اين كار و اميدوارم كه حضرت حق به اين فال نيكو ، حالي نيكو نيز عطا كند تا ادامه دهنده ي اين راه باشيم. تو نيز اي خواننده ي فطن ، از اين پس دامن همت بر كمر بند و بي فوت وقت دست بر قلم بر و اشعار و قطعات ادبي خلق كن و جهت استفاده در اين بخش ، به هفته نامه ي وزين در پيت بفرست . تا همگان را از حكمتهاي خود بهره مند سازي و به مصداق زكاة العلم نشره عمل كرده باشي اولين مجلس را با تفالي به ديوان خواجه شيراز ، لسان الغيب حضرت حافظ آغاز مي كنيم . تا شايد انفاس قدسي او نيز مدد رسان همت كوتاهمان باشد.. حق يارت بادت مرا عهديست با جانان كه تا جان در بدن دارم هواداران كويش را چو جان خويشتن دارم صفاي خلوت خاطر از آن شمع چگل جويم فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم به كام و آرزوي دل چو دارم خلوتي حاصل چه فكراز خبث بد گويان ميان انجمن دارم مرا در خانه سروي هست كاندر سايه ي قدش فراغ از سرو بستاني و شمشماد چمن دارم گرم صد لشكر از خوبان بقصد دل كمين سازند بحمدالله والمنه بتي لشكر شكن دارم سزد كز خاتم لعلش زنم لاف سليماني چو اسم اعظمم باشد چه باك از اهرمن دارم الا اي پير فرزانه مكن منعم ز ميخانه كه من در ترك پيمانه دلي پيمان شكن دارم خدا را اي رقيب امشب زماني ديده بر هم نه كه من با لعل خاموشش نهاني صد سخن دارم چو در گلزار اقبالش خرامانم بحمدالله نه ميل لاله و نسرين نه برگ نسترن دارم به رندي شهره شد حافظ ميان همدمان ليكن چه غم دارم كه در عالم قوام الدين حسن دارم